حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی:
ــ عاشورا را نه کسی شناخته و نه خواهد شناخت. "مرحوم آخوند" وقتی از دنیا رفت، با آن قدرت فکری و دقت نظر، که حاشیه رسایلش آیتی است و در حاشیه مکاسبش در هر سطری اهل فقه میدانند چقدر هنر کرده، ، وقتی او را مشاهده کردند گفت: «ما تا در دنیا بودیم نفهمیدیم سید الشهداء کیست، وقتی آمدیم به اینجا فهمیدیم او کیست». هنوز باز زود است. آخوند در حیات برزخی دیده او را. آن وقتی شناخته می شود که در حیات اخروی بشر قدم بگذارد، بعد بفهمد او کیست و او چه کرد. کاری که او کرد کاری است که امام حسن بن علی(ع) متن کلامش این است: «لا یوم کیومک ؛ روزی مثل روز تو نیست». روز جمیع انبیا، روز جمیع اوصیا، روز جمیع اولیا، همه را دید، بعد فرمود: «لا یوم کیومک».
ــ او چه کرد؟ او به بشریت فهماند: اغلی و اعلی از گوهر حیات انسان گوهری نیست و این گوهر به هر ثمنی سودا بشود، خسران است و حسرت؛ فقط آن کس از حسرت رسته که این اغلی الجواهر را معامله نکند الا به یک ثمن و آن ثمن خداست. «بذل مهجته فیک ؛ خون قلبش را در راه تو داد و بذل کرد»... فروخت خودش را به خدا.
ــ ماه ماه خداست. ایام ایام خداست... ایام عاشورا بهاری است که دلها زنده میشود... کسانی که فهمیدهاند، به فقه دین رسیدهاند، از این ایام حد اکثر استفاده را بکنند. این عمر را صرف خدا کنند؛ خداوند فرمود: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّه؟» . دعوت کنید مردم را به خدا. به مردم بفهمانید: چه بودند، چه شدند، چه خواهند شد. اول خودتان بنگرید بعد به مردم تذکر بدهید؛ «فلیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ، خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ، یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ؛ پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است، از آب جهندهاى خلق شده، [که] از صُلْبِ مرد و میان استخوانهاى سینه زن بیرون مىآید» ... کیست که « أَنْشَأَکُمْ ... "وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُم ؛ و شما را صورتگرى کرد پس صورتهاى شما را نیکو نمود» تا جایی که فرمود: «ثمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین ؛ آن گاه آفرینشى دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است». داد آنچه را داد اما ما جز خسارت هیچ نبردیم، چون این زندگی صرف شد در غیر او. حالا از خواب بیدار شو، راه بسیار دشوار است، برگشتنی نیست. دار عمل تمام شد روزگار جزا رسید.
ــ هم خودتان، هم به مردم توصیه کنید: شروع کنید از اول قرآن، حد اقل هر روز یک جزء قرآن بخوانید. با کلام الله روح را منور کنید... این خانهی دل تاریک را به این چراغ روشن کنید، ولی از آن حدیث صحیح غفلت نکنید: «آن قرآن را به امام زمان هدیه کنید» تا این هدیه موجب لطف او بشود و عنایت او. مگر به کیمیای نظر او مس وجود من و تو منقلب بشود و الا اگر آن اکسیر به این آهن نخورد قلوبهم کالحجارة بل هی اشد قسوة. این راه اول است.
ــ در مجالس و محافل احیاء کنید امر آل محمد را. امام ششم(ع) به "فضیل بن یسار" از اعیان اصحاب فرمود: «یا فضیل! تجلسون وتحدثون؟ جلسات دارید؟ ... آن جلسات را به احادیث ما... مزین میکنید؟» قال: نعم! جعلت فداک. امام گفت: «إن تلک المجالس أحبها ؛ آن مجالس را دوست دارم». خوشا به حال آنها که مجالسشان شد محبوب او ... «إن تلک المجالس أحبها فأحیوا أمرنا ؛ چنین مجالسی (که در آن اخبار و احادیث ما گفته شود) را دوست میدارم پس امر ما را (در آن) احیا کنید» .زنده کنندهی امر ما باشید، حمال زید و عمرو نشوید. بدبختی ما این است: زندگی را به کسی که باید سودا کنیم، گم کردیم او را. سزای ما هم این است «ویُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ ؛ و ستمگران را بىراه مىگذارد، و خدا هر چه بخواهد انجام مىدهد». مجالس باید مشحون باشد به احیاء امر اهل بیت... «یا فضیل ! فرحم الله من أحیى أمرنا ؛ ای فضیل! رحمت خدا باد بر آن کسانی که امر ما را زنده نگه میدارند». کسی که نفس او عالم امکان را به هم میزند نفرمود یرحم الله بلکه فرمود: رحم الله من أحیى أمرنا. چه گفت؟ رحمتی که او خواست چه رحمتی است؟ قرآن بخوان تا بفهمی گفتهی او چه بود: "وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ".
ــ «حدیث کنید، امر ما را احیاء کنید، فرحم الله من أحیى أمرنا، یا فضیل! من ذکرنا أو ذکرنا عنده فخرج من عینه ، چه اندازه؟ به اندازهی بال مگسی، همین اندازه اگر چشمش بر مصائب ما تر بشود، غفر الله ذنوبه ولو کانت أکثر من زبد البحر ؛ ای فضیل! اگر کسی از ما یاد کند یا نزد او از ما یاد شود و در چشمانش به اندازه بال مگسی اشک حلقه زند خدا گناهانش را بیامرزد اگر چه بیش از کف های دریا باشد». آیا چه شده که این کلمه را فرموده؟ آیا چه اتفاق افتاده؟
ــ بشناسید صاحب این ایام را و به مردم بشناسانید. چه کسی است که تأثر برای او به قدر بال مگسی اگر چشم تر بشود، تمام گناهان همه آمرزیده میشود؟ ... "محمد بن ابی جریر القمی" گفت: سمعت أبا الحسن الرضا یقول لأبی: من زار الحسین بن علی عارفا بحقه کان من محدثی الله فوق عرشه.
ــ که بود؟ چه کرد که زائر قبر او میشود طرف سخن با خدا فوق عرش خدا؟ ثم قرأ: «انَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ، فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِر ؛ در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها ، در جایگاه راستین[بهشت جاودان] نزد پادشاهى توانایند ». رفتن به زیارت او آن قدم را به مقام عندیت ملیک مقتدر میرساند... «قال: قلت لأبی عبد الله: ما لمن زار الحسین؟ قال: کان کمن زار الله فی عرشه. قال: قلت: ما لمن زار احداً منکم؟ قال: کمن زار رسول الله ؛ به امام صادق ـ علیه السلام ـ گفتم: برای کسی که به زیارت امام حسین برود چیست؟ فرمود: او مانند کسی است که به زیارت خدا به عرش خدا میرود. گفتم: کسی به زیارت یکی دیگر از شما اهل بیت برود برایش چیست؟ فرمود: او مانند کسی است که به زیارت رسول خدا می رود». دیگر کمیت بیان لنگ است. کسی که یکی از شما را زیارت کند، مقام او چیست؟ فرمود: کمن زار رسول الله، اما کسی که حسین را زیارت کند کمن زار الله فی عرشه... کربلای او شد عرش خدا، زیارت او شد زیارت خدا. افسوس که ما نفهمیدیم که بود و چه کرد و آن روز چه شد.
ــ یا صاحب الزمان! یا صاحب الزمان! تویی صاحب عزا. «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا ؛ و هر کس مظلوم (و ناروا) کشته شود، به ولی (وارث) وى تسلط دادهایم». ای ولی آن خون که گرفت روی دست گفت: بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، بیا! بیا! بفهمان که بود، بگو چه شد، آن پیراهن غرقه به خون را بر سر دست بلند کن.
ــ امسال از عاشورا تا اربعین دعای فرج را بخوانید، مردم در مجالس بخوانند. صاحب عزا اوست، او باید بیاید امر او را احیاء کند.
